مزیت بنگاه در خوشه

صرفه‌هاي ناشي از تجميع:

اين نوع از صرفه‌ها به دليل نزديكي و همجواري واحدهاي مشابه يا مكمل در يك ناحيه به دست مي‌آيند.به‌عنوان مثال در اثر تجمع جغرافيايي بنگاه‌ها، دسترسي به نيروي كار ماهر، مواد اوليه، قطعات مصرفي و خدمات كسب و كار (نظير بازاريابي، فروش، مشاوره،حمل و نقل، بيمه،خدمات مالي و اعتباري) بسيار آسان‌تر و با هزينه‌هايي كمتر انجام خواهد شد.علاوه‌ بر اين انتقال سريع تجارب و گردش آسان اطلاعات نيز به كارآيي و بهره‌وري بيشتر اعضاي خوشه‌ها كمك مي‌كند.

‌صرفه‌هاي ناشي از مقياس : 

كاهش هزينة متوسط توليد در بلندمدت، بر اثر افزايش حجم توليد را اصطلاحاً "صرفه به مقياس " مي‌گويند.چنانچه بين بنگاه‌ها در ساختار يك خوشه صنعتي، ارتباط و هم‌افزايي ايجاد شود و از تمام ظرفيت ها به درستي استفاده شود، بنگاه‌هاي كوچك و متوسط كه اكنون در قالب يك خوشه سازمان يافته‌اند، مي‌توانند از صرفه‌هاي ناشي از مقياس نيز استفاده كنند. به‌عبارت ديگر، از جهت امكان توليد انبوه مانند يك شركت بزرگ عمل و از سوي ديگر به دليل تشكيل يافتن از واحدهايي مجزا، از قدرت انعطاف‌پذيري بالايي نيز برخوردار است كه معمولآ شركت‌هاي بزرگ فاقد آن هستند.

صرفه‌هاي ناشي از تنوع: 

تنوع بخشيدن به محصولات توليدي از راهبردهاي موثر براي نفوذ در بازارهاي هدف است. معمولاً شركت‌‌هاي بزرگ كارهايي مشابه را با اندك تغييراتي و با نام‌هاي تجاري مختلف به بازار عرضه كرده و از اين طريق سعي در جلب سلايق همة مشتري‌ها دارند. بنگاه‌هاي كوچك و متوسط، به‌طور منفرد كمتر داراي چنين قابليت‌هايي هستند؛ ولي وقتي به‌صورت يك خوشه صنعتي سامان مي‌يابند، مي‌توانند با توليد محصولات مختلف ميزان تنوع را در كل خوشه، كه در واقع به‌عنوان يك واحد بزرگ اقتصادي قلمداد مي‌شود، را افزايش دهند.

صرفه‌هاي بيروني: 

اين نوع صرفه، به هر نوع كاهش در هزينه‌ها اشاره دارد كه منبع و منشاً آن در خارج از شركت قرار دارد. در واقع صرفه‌هاي ناشي از تجمع، بخشي از اين نوع صرفه‌ها هستند.به‌عنوان مثال ممكن است دولت به شركت‌هاي فعال در قالب خوشه‌هاي صنعتي تسهيلات خاصي ارائه دهد و يا آنكه با اجتماع واحدهاي توليدي، مصرف‌كنندگان آنها به‌ناگاه رشد چشمگيري يافته و يا بنگاه‌هاي خدمات توسعه‌اي در كنار آنها شكل گيرند. در هر صورت، اين نوع صرفه‌ها از ابعاد غيرارادي و ناآگاهانه كارآيي جمعي محسوب مي‌شوند.