روند بین المللی کسب و کار

روندهاي بين المللي و منطقه اي در كسب و كار خوشه
با توجه به اينکه توليد فرش دستبافت و گليم ، يک هنر صنعت و در دسته بندي صنايع دستي تعريف شده است ، با توجه به ماهيت آن مي بايست توسط نيروي انساني توليد گردد ، از اين رو عمده كشورهاي در حال توسعه بخصوص در قاره آسيا ، توليد اين محصولات را به عنوان يک فعاليت اشتغالزا كه مي تواند ارزش افزوده مناسبي (حدود 65 درصد ) را ايجاد نموده و در عين حال اشتغال مناسبي را از حيث تعداد نيروي انساني ، عدم نياز به تخصص ، سرمايه گذاري ثابت پايين و دوام طولاني مدت اشتغال را تضمين نمايد ، مورد توجه سياستگذاران در اين كشورها قرار گرفته است. در سالهاي اخير اين محصولات مي تواند به عنوان كالاي سرمايه اي محسوب و در دوران ركود اقتصادي كه بسياري از كالاهاي اقتصادي نظير ، ارز ، طلا ، بورس و ... ارزش خود را از دست مي دهند ، جايگزيني مناسبي براي حفظ ارزش پول و سرمايه مورد استفاده قرار گيرد.
گرچه خاستگاه اصلي اين هنرصنعت كشور ايران مي باشد، ولي طي25 سال اخير كشورهائي از جمله برخي همسايگان به تدريج در اين صنعت سرمايه گذاري نموده و با استفاده از طرح ها و نقشه هاي ايراني به توليد اين نوع دستبافت ها علي الخصوص فرش دستبافت پرداخته اند. هرچند اين کشورها توانسته اند به عنوان رقيباني براي محصولات ايراني مطرح گردند اما سابقه و طرحهاي اصيل ايراني به عنواني نشان بين المللي به لحاظ كيفيت در دنيا مطرح مي باشد. ملاحظه فعاليت اين رقبا نشان مي دهد كه قيمت محصولات صادراتي ايران در مقايسه با ساير کشورها حداقل 30 درصد بالاتر مي باشد، اين گرانتر بودن فرش ايراني باعث عدم اقبال خريداران نشده و با توجه به كيفيت و اصالت آن ، توانسته است هويت خود را در بين رقبا حفظ نمايد.
اما لازم است براي حفظ موقعيت کنوني و بهبود وضعيت بازار اين محصولات در سطح بين المللي پاردايم حاکم بر اين کسب و کار شامل وضعيت توليد کنندگان عمده ( رقبا ) و مصرف کنندگان عمده ( بازارهاي هدف بين المللي) تبيين شود.

پاراديم كلي حاكم در كسب و كار خوشه

ساختار حاکم بر توليد توليد و بازار فرش دستباف و گليم در كشورهاي عمده توليد كننده را مي توان متاثر از عوامل دروني و بيروني اين هنر صنعت دانست که به اختصار مي توان از موارد زير نام برد :

الف- عوامل دروني

-جايگاه و ارزش محصولات از مصرف داخلي
-اهميت توليد در اقتصاد ملي از نظر اشتغال، توليد ناخالص ملي و ارزي كه در نتيجه صدور حاصل كشور مي شود .
-تفاوت ارزش افزوده سرانه توليدکنندگان نسبت به سرانه ديگر كارگران در ساير بخش هاي توليدي
-تفاوت سطح دستمزد توليدکنندگان در سطح عمومي دستمزدها در كشور
-امکانات شغلي بهتر از نظر سطح دستمزد
-راحتي كار و تامين آتيه
-ظرفيت موجود و قابليت افزايش عوامل توليد از نظر نيروي انساني متخصص و مواد اوليه مورد نياز در داخل كشور
-ميزان كمبود مواد اوليه در داخل و هزينه وارداتي آن
-تسهيلات يا ممنوعيت ها براي واردات مواد اوليه
-ميزان توليد و واردات محصولات جايگزين همانند فرشهاي ماشيني و موكت در داخل كشور و مقايسه ميزان مصرف آنها
-كشش قيمت محصولات و ساير كالاهاي رقيب و جانشين آن
-سياست هاي تهديدي يا تشويقي در مورد صادرات .

ب- عوامل بيروني

-ثبت و كشش تقاضاي محصولات در بازارهاي وارداتي و روند آن
-وضعيت ركود و رونق اقتصادي در بازارهاي عمده وارد كننده
-ميزان عرضه محصولات بسيار مرغوبي كه ارزش سرمايه گذاري دارند .
-نرخ بهره بانکي در بازارهاي خارجي
-سياست هاي تهديدي و تشويقي در مورد واردات محصولات
-سطح تقاضاي در بازارهاي وارداتي خود تابعي است از عواملي چند از نظير قيمت فروش، تغييرات سطح درآمد واقعي مصرف كنندگان و كاهش و يا افزايش اهميت محصولات در گروه خريداران بالقوه آن.
در تبيين فضاي حاکم بر توليد و بازار بين المللي فرش دستبافت و گليم لازم به ذکر است که غالب كشورهاي توليد كننده ، محصولات فرش دستبافت و گليم صادرکننده هم هستند. اما در كشورهايي همانند ايران كه بازار داخلي نسبتا وسيع دارد، تقاضاي داخلي آن بر توليد اثر مي گذارد .ولي در كشورهايي همانند هند و پاکستان به علت جزئي بودن تقاضا ، تقاضاي داخلي تاثيري در روند توليد ندارد. از طرفي هر چه درصد صادرات از كل توليد بيشتر باشد درجه وابستگي و در نتيجه تاثير كشور توليد كننده از بازار وارد كننده نيز افزايش مي يابد. اگرچه در بازار بين الملل ، برخي از خريداران گليم و فرش هاي دستباف مرغوب را به عنوان كالاهايي با قيمت مناسب خريده و بعنوان سپرده بانکي در صورت تفاوت نرخ بهره بانکي ويا افزايش قيمت فرش مورد استفاده قرار مي دهند. اما در اكثر کشورها اين کالاها جزء اقلام لوكس و تجملي بوده و در بحران هاي اقتصادي كشورهاي مزبور از اولين كالاهايي هستند كه وارداتشان كاهش يافته يا قطع شده و يا حقوق و عوارض گمركيشان افزايش يافته است.
سياست هاي تشويقي در مورد اين محصولات نيز كه گاه به صورت تعرفه هاي ترجيهي بر حسب موافقت نامه هاي بين كشورها برقرار مي شود از جمله عوامل فزاينده واردات با قيمت هاي نسبي پايين تر است. نظام تعرفه ترجيهي بازار مشترک اروپا از جمله اين سياست هاست؛ كشورهايي كه از نظام تعرفه ترجيهي بازار فوق و يا ديگر كشورها سود نمي برند در حقيقت با تعرفه هاي گمركي بيشتر محصولات خود روبروهستند گاه عواملي محدود كننده در صادرات آنها است.البته در حال حاضر ركود اقتصادي حاكم بر جهان و تورم فزاينده كه باعث كاهش درآمدهاي حقيقي گشته و نرخ بالاي بهره بانکي در بازارهاي خارجي، از جمله عواملي ديگري در جهت كاهش تقاضاي جهاني محصولاتي همانند فرش دستبافت و گليم نقش برجسته هستند.

•روندهاي اقتصادي بين المللي و منطقه اي در كسب و كار خوشه

از نظر اقتصادي توجه به صنعت فرش دستبافت و گليم واجد اهميت است ، زيرا اولاً ارزش افزوده اين صنعت حدود ۶۵ % است. ثانيا\" ، فرآورده هاي اين صنعت بزرگترين رقم صادرات غير نفتي را تشکيل مي دهد.همه ساله به کمک اين کالا بخشي از کسري موازنه پرداخت هاي بازرگاني جبران و از اين راه مقدار قابل توجهي ارز عايد کشورها مي شود که هيچ کالايي غير از نفت اين چنين ارز آور نيست. ايران ، هند ، پاكستان، چين و تركيه مهمترين توليد کنندگان فرش و گليم در جهان به شمار مي آيند.
بر اساس آمار منتشر شده از سوي سازمان تجارت جهاني حجم تجارت زير اندازهاي دستبافت خصوصا فرش دستبافت و گليم از سال 2003 در سال 2010 ، بالغ بر 8.5 ميليارد دلار و متوسط نرخ رشد نزديک به سه درصد بوده است كه بطور ميانگين، ايران با حدود 37 % كل صادرات جهاني مقام اول توليد اين كالاها را به خود اختصاص داده است. پس از ايران هند با ميانگين 18 % ، پاكستان با 17 % ، چين با 8% و تركيه با 6% صادرات جهاني به ترتيب 5 توليد كننده و صادر كننده عمده فرش دستبافت و گليم جهان مي باشند.

جدول(1) : مجموع صادرات فرش دستبافت و گليم کشورهاي مختلف جهان از سال 2003 تا 2010


رتبهکشورمیزان صادرات(میلیارد دلار)سهم از صادرات
1ایران3.236.3
2هند1.618
3پاکستان1.516.9
4چین0.758.4
5ترکیه0.485.5
6سایر کشورها1.314.8


از طرفي با توجه به ماهيت فرش دستبافت و گليم به عنوان كالايي كه علاوه بر ارزش مادي ، ارزش منحصر بفرد هنري نيز دارد ، خريد فرش دستبافت و گليم از سوي مصرف كنندگان تنها به منظور رفع نياز مطرح نمي باشد بلکه نوعي سرمايه گذاري نيز به شمار مي رود.
از سوي ديگر، قيمت نسبتا بالاي فرش دستبافت و گليم باعث شده است كه بازارهاي خاصي در سطح بين المللي توان تقاضا براي اين محصول را داشته باشند ، به طور مشخص كشورهاي توسعه يافته با درآمد سرانه بالا بازار اصلي فرش دستبافت و گليم به شمار مي روند. مهمترين بازارهاي بين المللي و وارد كنندگان فرش دستبافت و گليم جهان در سالهاي اخير به ترتيب عبارتند از ايالات متحده آمريکا، آلمان، ايتاليا، تركيه، انگلستان و ساير كشورها (از جمله امارات و ژاپن) كه ميانگين سهم پنج كشور عمده وارد كننده در نمودار زير آورده شده است:

جدول (2) : وضعيت واردات فرش دستبافت و گليم از سال 2003 تا 2010


رتبهکشورسهم از کل واردات
1آمریکا38 درصد
2آلمان19 درصد
3ترکیه6 درصد
4ایتالیا6 درصد
5انگلیس3 درصد
6سایر کشورها28 درصد


با توجه به اينکه گرچه همچنان گرايش به اين هنر صنعت در بين توليد کنندگان و خريداران وجود دارد، اما بررسي دقيق تر از روند تجارت جهاني نشان مي دهد كه از آغاز بحران جهاني اقتصاد در اواخر سال 2007 و اوج آن در سال 2009 ، خصوصا\" در كشورهاي اروپايي و ايالات متحده آمريکا بعنوان بزرگترين وارد كنندگان که بيش از 72 درصد اين محصولات دنيا به مقاصد اين كشورها صادر مي گردد ؛ فرش دستبافت و گليم به عنوان كالاهاي گرانقيمت وتزيني ،به شدت افت كرده است.
البته تاثير محصولات جايگزين ها از جمله فرش ماشيني، موكت، سنگ، پاركت، و ساير زير اندازها که در سالهاي اخير رشدي بالغ بر چهار ميليارد دلار در مبادلات جهاني داشته ا ند، يکي از دلايل كاهش حجم مبادلات و صادرات بر اين محصولات بوده است. بررسي روند توليد در كشورهاي توليدکننده ، نيز نشان مي دهد كه در اين كشورها نيز نظير ايران ، متاثر از بازار جهاني روند افزايشي خاصي از نظر ميزان توليد و صادرات به چشم نمي خورد و حتي در يک روند مقايسه اي برخي از كشورها نظير پاكستان با رشد منفي 17 درصدي و چين نيز با كاهش صادرات مواجه بوده است.



جدول (4) : روند صادرات در کشورهاي عمده توليد کننده (رقبا)

کشورسال 2006سال 2007سال 2008سال 2009سال 2010نرخ میانگین رشد
هند232274275296216%0
پاکستان27623921718412717-%
چین12011599926913-%
ترکیه6667888771%4



بايد توجه داشت عواملي همانند قيمت ، درآمد خريداران ، پيچيدگي شبکه توزيع ، مشکل پسندي خريداران ، اندازه بازار ، نرخ و الگوي رشد تقاضا ، ميزان نااطميناني در تقاضا ، زمان اشباع بازار و علي الخصوص امکان دستيابي خريداران و توليد کنندگان عمده (رقبا) به بازارها از اهميت زيادي برخوردار و در روند اقتصادي اين محصولات تاثير بسزائي دارند.

روندهاي تکنولوژيک بين المللي و منطقه اي در كسب و كار خوشه

اگرچه در کليه عمده کشورهاي توليد کننده فرش دستباف و گليم نقش برجسته ، نوع تکنولوژي توليد هنري - سنتي و سطح تكنولوژي با توجه ماهيت آن در سطح پاييني مي باشد. اما در برخي معيارها مرتبط همانند ماهيت و اندازه بنگاه، ، شيوه بافت ، اندازه ، طرح و نوع توليدات، زيرساخت ها با هم اختلافاتي دارند.در ايران، هند ، پاکستان و ترکيه بالغ بر 80 درصد بنگاهها کوچک و خانگي و مابقي بصورت بنگاههاي خرد بوده و روش توليد بصورت غير متمرکز مي باشد. در حاليکه در چين فرشبافان در كارگاه هاي بزرگ بصورت متمركز و كارخانه اي در 6 روز هفته به صورت تمام وقت كار مي كنند. شيوه بافت در کشورهاي توليد کننده، فارسي باف نامتقارن است اما در هند ضخامت و طول پرز نيز بر حسب نوع فرش فرق کرده و پرزها در فرشهاي چين نسبت به فرشهاي ايراني معمولاٌ كم تاب تر و كلفت تر هستند.
با توجه به اينکه توليدات اکثر کشورها جهت صادرات مي باشد، اندازه فرش ها معمولاًَ بر اساس سفارشات خارجي و مشتريان تعيين مي شود ولي برخي از کشورها همانند ايران و پاکستان داراي توليداتي ظريف و ريزبافت مي باشند. مرغوبيت ، ظرافت و ريزبافت بودن محصولات به تعداد رج برمي گردد. توليد در هند روي رج شمار هاي متوسط به پايين متمركز است.حدود 50 درصد زير 26 رج بوده، 40 درصد ديگر فرشها28، 29 ،30،31 رجي بوده اند و تنها حدود 5 درصد را فرش هاي مرغوب 32 تا 40 رجي تشکيل مي دهند. عمده فرشهاي توليدي در چين نيز 19 رجي هستند. البته فرشهاي 15 و 17 رجي نيز توليد مي شود. فرشهاي ناحيه \"تين ساين \" معمولاٌ ظريف تر هستند و در ميان آنها فرشهاي 23،26و حتي 51 رجي نيز يافت مي شود.فرشهاي ابريشمي هم در اين کشور بافته مي شود که معمولا رجشماري بالاي 51 دارند . البته فرشهاي ابريشمي در پشت باف 43 و حتي 28 رجي نيز بافته مي شود. ظريف و ريزبافت بودن فرش ها يکي از علل رونق فرش هاي پاكستاني مي باشد. رج شمار متداول در اين فرش ها بر حسب نوع متفاوت است بطوريكه معمولاًَ فرش هاي تقليدي نوع ايراني 36 تا 60 رجي و فرش هاي تركمني 37 تا 48 رجي مي باشند.
اما آنچه در اين صنعت حائز اهميت است ، طرح و نقشه است. باتوجه به رغبت خريداران به طرح هاي ايراني اغلب توليد کنندگان با تقليد و کپي اين طرح ها جهت بازار بين المللي و صادرات توليد انجام مي دهند. بطوريکه در هند حدود 65 % كل فرش ها داراي طرح هاي ايراني، 20 % داراي ساده و مابقي تقليدي از كشورهاي ديگر است. در پاکستان به جز چند طرح در سبک هاي هندسي و سبک هاي گلدار كه اصالت پاكستاني دارند مابقي طرح هاي فرش ها تقليدي از طرح هاي ايراني ، افغاني و تركمني هستند.گرچه در چين بيش از 8000 طرح وجود دارد اما بدليل صادرات محور بودن توليد و تمايل خريداران به طرح هاي ايراني اين کشور فرش هائي با اين تقشه ها به بازار عرضه مي کند. در ترکيه نيز همانند ساير کشور بجز فرشهايي که اكثراًَ براي مساجد و خانه هاي اشراف بافته شده مي شوند، فرشهاي تقليدي که با تقليد از فرشهاي ايراني و مصري بافته مي شوند.
همانطوريکه ذکر شد کشورها جهت دستيابي به بازارهاي بين المللي و افزايش صادرات اغلب از شيوه بافت و طرح هاي ايراني استفاده مي کنند که در اينصورت طبيعي است مي بايست گرايش به فرش ايراني بيشتر باشد.اما واقعيت اين چنين نيست. دليل اين است که در سالهاي اخير با کاهش سهم ايران در بازار جهاني بوده ايم که اين اتفاق، به سرمايه گذاري کشورهاي رقيب در امر آموزش ، استفاده از تکنولوژي فناوري اطلاعات در امر بازاريابي و طراحي،استفاده از تکنولوژي هاي بروز جهت بسته بندي بسيار مناسب،عدم صدور محوز جهت فرشهائي که بازرسي نشده و نقائص احتمالي آنها رفع نشده است،تکميل زنجيره توليد، حضور در كشورهاي اروپايي و آمريکايي و ديپلماسي فرهنگي و توريسم ، حمايت از BDS هاي تخصصي و اعطاي تسهيلات بلا عوض، تامين سرمايه در گردش ، رعايت رنگ آميزي هاي جديد در طرح ها ، تهيه و توزيع نخ مورد نياز صنايع ، بر مي گردد. در اين شرايط لازم است ايران نيز با بهره گيري از تکتولوژي هاي روز به سهم واقعي خود دست يابد. متاسفانه در استان ايلام عليرغم کيفيت بسيار خوب محصولات،مشکل مضاعف است ، عدم تکميل صنايع و زيرساخت ها و ساير مواردي که ذکر شد کاملا\"مشهود است و مي بايست براي اين منظور سريعا\" چاره انديشي شود.

نتيجه گيري

فرش ايران همچنان در بين خريداران بدليل نقاط قوتي همانند استفاده از رنگها و نقوش زيباي ايراني و منحصر بفرد در ساخت و تنوع آن و تلفيق هنر گليم با فرش ، وجود نيروي انساني ماهر و باانگيزه ، قيمت مناسب و کيفيت بسيار بالا ، استفاده از مواداوليه باكيفيت در توليد ، عدم احتياج و نياز به سرمايه گذاري هنگفت جهت مديريت نيروي انساني ، قابليت سريع تغيير خط توليد از نظر طرح ، رنگ ، اندازه ، نقش و... با هزينه ناچيز و در دسترس بودن مواد اوليه و فرصتهائي همچون شرايط اقليمي مساعد و منابع طبيعي فراوان جهت توليد مواد اوليه ، قدمت تاريخي و سنخيت با نوع زندگي مردم ، متخصصان جوان تحصيلکرده و جوياي کار ، ارزبري اندک و ارزآوري بسيار زياد ، امکان استفاده از فناور ي هاي اطلاعاتي براي بازاريابي و تبليغات ، امکان بهره گيري از ظرفيت بالاتر توليد براي دستيابي به سطح بالاتر صادرات ، آسيب پذيري رقبا به دليل ارائه محصول با كيفيت پايين، وجود مرزهاي بين المللي طولاني و زمينه هاي گردشگري جهت جذب توريسم و ... ميزان توليد فرش دستبافت در ايران همچنان با بيش از 5 ميليون متر مربع و ارزش صارات هرساله حدود 450 ميليون دلار در صدر قرار دارد.
البته رقبا با توجه به نقاط ضعف و مطالعه تهديدات صنعت فرش و گليم ايران با اقداماتي همانند توجه به سليقه بازار هاي مصرف ، توليد در ابعاد جديد ، استفاده و تقليد از نقوش فرش هاي ايراني و رعايت رنگ آميزي هاي جديد در طرح ها ، تهيه و توزيع نخ مورد نياز صنايع ، كاهش يا لغو عوارض گمركي ، معافيتهاي گمرکي ، نظارت بر مراحل بافت و دقت در توليد ( دقت در طراحي ، بافت ، چيدن و... ) ، عدم صدور محوز جهت فرشهائي که بازرسي نشده و نقائص احتمالي آنها رفع نشده است ، تکميل زنجيره توليد از جمله ايجاد كارخانه هاي ريسندگي و تهيه مواد رنگي و شيميايي، بسته بندي مناسب ، بازاريابي و تبليغات وسيع جهاني از طرق مختلف از جمله از طريق ماهواره، كاتالوگ، حضور در كشورهاي اروپايي و آمريکايي و ديپلماسي فرهنگي و توريسم ، حمايت از BDS هاي تخصصي و اعطاي تسهيلات بلا عوض، تامين سرمايه در گردش و ... در کنار استفاده از بعضي ترفند هاي جهت کاهش هزينه توليد، همانند توليد ارزان قيمت ، دستمزد پايين براي كارگران و مواد اوليه نامرغوب و... اقدام به توليد فرش و گليم هائي با استفاده از طرح هاي ايراني و تقليد از آنها مي نمايند و همين موضوع باعث گريده بازار ايران را مورد تهديد قرار داده و سهم بيش از 45 درصد ايران از بازار بين المللي را به کمتر 35 درصد برسانند. توجه مسئولين ملي کشور در سالهاي اخير به اين تهديدات و تکميل زنجيره توليد ، طراحي ، بازاريابي و بسته بندي و اقداماتي که ضعف هاي اين صنعت را برطرف و تقويت نقاط قوت آن نشان از اهميت استراتژيک اين هنر صنعت که بعد از پتروشيمي بيشترين ارزآوري را براي کشور داشته است ، دارد.